سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
113
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
و مقصود از مكان استقرار تاريكى شب جائى استكه شب پرده تاريكى خود را در آنجا افكنده است و بديهى استكه هردو ( مستعارمنه و مستعارله ) حسّى ميباشند و قدر جامع بين ايندو امرى است كه از ترتّب امرى بر امر ديگر تعقل و تصوّر مىشود يعنى حصول امرى بدنبال حصول امر ديگر بطور دائم يا غالب همچون ترتّب ظهور و آشكار شدن گوشت بر كشط و كندن پوست حيوان و ترتّب ظهور ظلمت بر ازاله ضوء از مكان شب . و پرواضح استكه ترتّب امرى است عقلى . بيان و شرح بيان اينمعنا و شرح آن اينستكه : اصل ظلمت بوده و نور فرع و عارض بر آن است بطوريكه وقتى عارض شد ظلمت را با درخشندهگى خود مىپوشاند ، حال باتوجّه به اين نكته مىگوئيم : وقتى خورشيد غروب كرد پرده روز از شب برداشته شده و همچون پوست گوسفند كه كنده مىشود و گوشت ظاهر مىگردد ظلمت شب نمايان مىگردد ، پس ظهور ظلمت پس از بر طرف شدن نور و روشنائى روز به منزله ظهور گوشت گوسفند است بعد از كندن پوست از حيوان و با توجّه باينمعنا صحيح است حقتعالى پس از اينمعنا بفرمايد : فاذا هم مظلمون ( پس ناگهان همهجا را تاريكى فراميگيرد ) . چه آنكه آنچه بدنبال ازاله نور روز از مكان شب واقع مىشود تاريكى و ظلمت است . آنچه تا باينجا ذكر شد تقرير مصنّف در ذيل آيه شريفه بود و امّا طبق گفته سكّاكى در مفتاح مستعارله ظهور نهار از ظلمت شب است .